Search
امروز دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۴۵

۶ رفتار بنیادین افراد بسیار خلاق

۶ رفتار بنیادین افراد بسیار خلاق

 

اعتقاد بسیاری بر این است که خلاقیت، امری منحصر به فرد، درونی و دشوار بوده و فقط تعداد محدودی از افراد از آن برخوردار هستند. امروزه ما حتی دشوارترین فرایندها را می‌توانیم تجزیه و تحلیل و درک ­کنیم. این تجزیه و تحلیل‌‌ها به ما نشان می‌دهد، ذهنیت­‌ها و رفتارهای خاصی وجود دارند که هر کسی می­‌تواند از آنها برای رسیدن به نتیجه­‌ای مطلوب استفاده کند. در اغلب افراد خلاق رفتارها و ذهنیت‌های مشترک بسیاری وجود دارد. در ادامه مطلب شش رفتار بنیادین افراد خلاق را با هم مرور می‌کنیم.

 شش رفتار بنیادین افراد بسیار خلاق:

۱ . ایده­‌ها را هنرمندانه کشف کنید.

حقیقت این است که فردی خلاق و مشتاق، ابتدا باید ایده‌­ها را تشخیص دهد. ما باید یاد بگیریم که تمام کارهای خلاقانه بر اساس کارهای قبلی انجام می‌­شوند. هیچ‌چیزی به‌طور کامل، اصیل و ابتکاری نیست. فرد باید این را درک کند که ایده و الهام هر کاری، ممکن است یک‌باره از منابع مختلفی به ذهنش برسد. هر ایده­‌ی جدید، فقط ترکیبی از ایده‌­های قبلی است.

هنرمند خوب، تا جایی که می‌­تواند از سبک دیگران تقلید می­‌کند، بخش­‌هایی از کارهای دیگران را انتخاب کرده و آنها را با کار خودش ادغام می‌کند و این کار را آنقدر خوب انجام می‌­دهد که کار جدید، با اینکه اصالت اولیه را ندارد ولی منحصر به فرد بوده و مختص خودش است.

۲ . همواره در حال جستجو باشید.

برای اینکه بدانید چیزی ارزش تقلید را دارد یا نه، باید در جاهای مناسب به‌دنبال تقلید باشید. ورودی‌ها، خروجی‌ها را تسهیل می­‌کنند. به‌عبارت دیگر کیفیت اطلاعات مورد استفاده، کیفیت کار تولیدشده را تعیین می­کند. در این دنیای پر از نویز و اختلال، یافتن بهترین ایده اغلب دشوار است. البته روش‌هایی برای این کار وجود دارد. یک روش، روش شاخه‌­ای یا انشعاب است که برای بررسی تغییرات یک ایده مفید است. این روش بدین صورت است: متفکری را در نظر بگیرید. درمورد هرآنچه که درباره آن متفکر وجود دارد مطالعه کنید تا اطلاعات بیشتری به دست آورید. سپس سه نفر را که این متفکر عاشق آنهاست بیابید و سعی کنید همه چیز را در مورد آنها بفهمید. این کار را تا جایی که می‌­توانید تکرار کنید. تا جایی که می­‌توانید شاخه­‌های این درخت را گسترش داده و از درخت بالا بروید.

این روش، تنها روش غربال ایده­‌های ارزشمند نیست. معمولا چیزی اصالت دارد که قبلا هرگز مشاهده نشده باشد. فقط مشاهده‌ی اطراف کافی نیست. فرد خلاق به طور فعالانه در هر جایی به دنبال بهترین ایده می­‌گردد و همواره در حال جستجو است.

 ۳ . وارد حوزه‌­های جدید بشوید.

هر چقدر که در محل کارمان تخصص و تجربه­‌ی بیشتری کسب کنیم، به همان اندازه نگاه خاص ما نسبت به دنیا تقویت و کارایی­ مان بیشتر می‌شود، به‌طوری که دیگر برای انجام کارهای حوزه تخصصی خودمان نیازی به تفکر نداریم. ولی از سوی دیگر، جنبه ­ی منفی آن هم این است که کمتر پذیرای ایده­ های جدید خواهیم بود و کمتر به تغییرات واکنش نشان می­ دهیم.

مثلا حضور فراگیر گوگل در دنیای امروز را در نظر بگیرید. موتورهای جستجو از مدت‌ها پیش و قبل از گوگل وجود داشتند ولی کاربردشان محدود بود. گوگل با استفاده از رویکردی جدید، به موفقیت دست یافت و تصمیم گرفت به جای محبوبیت و شهرت، روی کیفیت تمرکز کند. انتشارات علمی و دانشگاهی، الهام­ بخش این تغییر بود. در دنیای دانشگاهی یا آکادمیک، فرد به‌راحتی با بررسی میزان نقل قول مطلبی، می ­تواند کیفیت مقاله را تعیین کند. بهترین مقالات پژوهشی در بالای صفحه نشان داده می ­شوند. درحالی که مقالات محدودتر، به پایین صفحه یا صفحات بعدی منتقل می‌­شوند.

راه­‌حل­‌های اصلی و خلاقانه همواره با روش­‌های جدید و غیرضروری حاصل نمی‌­شوند، بلکه با توسعه­‌ی برنامه­­‌های کاربردی نوآورانه می‌­توان به این راه­‌حل­‌ها دست یافت. نیازی نیست مفاهیم کاملا جدیدی را در نظر بگیرید. شما می­‌توانید دو ایده­­‌ی کاملا متفاوت را یافته و آنها را با هم ترکیب کنید.

۴ . پرکارتر باشید.

ادیسون و بسیاری از دانشمندان دیگر آزمایش­‌های بی‌­وقفه و فراوانی انجام دادند که اکثر آنها هرگز موفقیت‌­آمیز نبودند، بلکه آثاری بودند که حتی فردی عادی در خیابان هرگز نگاهی هم به آنها نمی­‌انداخت. هیچ یک از ما نمی‌­توانیم دقیقا پیش‌­بینی کنیم که کدام ایده­‌ها موفق خواهند شد و کدام­‌یک با شکست مواجه می‌­شوند.

راه‌­حل این است که آنقدر کار تولید کنیم که به ناچار یکی از آنها خوب از آب درآید. اگر در هر ده ایده، فقط یک ایده خوب باشد بدین معنی است که شما باید روی صد ایده کار کنید تا ده تا از آنها خوب از آب دربیاید. وقتی چیزی را تولید می­‌کنید مهم نیست که چقدر خوب باشد، حتی اگر هم بد باشد تمرینی است برای ایجاد موردی بهتر.

۵ . محدودیت­‌ها را بپذیرید.

موانع زیادی وجود دارند که می‌­توانند ما را از ایجاد یک کار خوب باز دارند. ولی جوهره‌­ی خلاقیت این است که ما با هر چیزی که داریم کار خود را انجام دهیم. بهترین روش برای خلاقیت این است که به‌راحتی محدودیت­‌هایی را برای خودمان قائل شویم. محدودیت‌­ها دشمن ما نیستند. بسیاری از افراد خلاق با وجود محدودیت­‌ها، شاهکارهای خیلی خوبی تولید کردند و به محدودیت­‌ها توجهی نکردند.

۶ . روالی برای توسعه فرایند خلاقیت‌ ایجاد کنید.

خلاقیت به‌راحتی به‌دست نمی­‌آید و اغلب فرایندی ناامیدکننده است. لازم است روالی را ایجاد کنیم که بتوانیم به‌آن تکیه کنیم. خلاقیت فرایند است. سیستمی وجود دارد که فرد می‌­تواند با استفاده­‌ی قاعده­‌مند از آن، ایده­‌های خوب تولید کند. این حوزه، محرمانه و خصوصی نیست و تنها حوزه­‌ی نبوغ محسوب می‌­شود. صرف‌­نظر از اینکه یک کار چقدر دشوار است، فرد باید آن کار را انجام دهد. یادتان باشد، تنها در صورتی‌که سفت و سخت به کاری بچسبید و آن را با پشتکار دنبال کنید، می­‌توانید به‌جایی برسید.

منبع : مدیر اینفو