Search
امروز پنج شنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۲۴

مدیریت کسب وکار-استراتژی مداخله یا عدم مداخله؟

به نظر خودتان چطور مدیری هستید؟ در انجام امور مدیریت کسب و کار بطور مستقیم دخالت می‌کنید یا تنها برنامه‌ریزی و ایده را بر عهده می‌گیرید؟

من تصور می‌کنم که اغلب مدیران در این حوزه ترکیبی از این دو هستند.

وقتی مدیریت کسب و کار کوچکی را بر عهده داشته باشیم، هر روز و هر ساعت این پرسش را از خود می‌پرسیم که:

“خودم انجام بدهم یا کسی را استخدام کنم که این کار را برایم انجام دهد؟”

اما مسئله اینجاست که همواره مرزها را ثابت رسم نمی‌کنیم و بر حسب شرایط کاری و اقتصادی این مرزها را جابجا می‌کنیم.

این موضوع می‌تواند از مثلاً مراجعه به دفتر پست برای ارسال یک بسته تا استخدام یک نیروی برون سازمانی برای انجام امور بازاریابی، پشتیبانی وب سایت یا سئوسازی را در بر بگیرد.

ما در مجموعه خودمان در حوزه مشاوره بازاریابی و فروش به کسب و کارهای کوچک و بزرگ فعالیت داریم و هر روز با سوال‌هایی از این دست مواجه هستیم:

خودم انجام دهم یا برون سپاری کنم به مجموعه‌ای دیگر؟
شاید کس دیگری بهتر از من انجام دهد، اما من ارزان‌تر انجام می‌دهم.
شاید کس دیگر ارزان‌تر انجام دهد، اما خودم بهتر انجام می‌دهم.
اما بطور نسبی باید بگویم شخصا مدیری نیستم که فقط به ارائه ایده و سیاست کلی بسنده کنم.

مدیریت کسب و کار

کارهای من در مدیریت کسب و کار و دفتر خودم شامل موارد زیر شده و می‌شود:
نصب تجهیزات
فعالیت در خط تولید
حمل و نقل
رفع نقص از تجهیزات
اجرای کنترل کیفی
سیاست گذاری برای حسابداری، کنترل کیفیت و … .
من شخصاً از اطلاع داشتن از جزئیات کسب و کار خودم تا حد امکان لذت می‌برم.

نهایتاً این رویه به من کمک کرده که قادر باشم یک تیم بیش از ۲۵ نفر را تشکیل داده، روز به روز کار را گسترده کنم و حتی قادر به اداره فرایند کار از فاصله ۲۵۰۰ کیلومتری هم باشم. چرا که از کوچکترین جزئیات هم اطلاع دارم.

برعکس خیلی از مدیران علاقه‌ای به اطلاع از جزئیات ندارن، فقط می‌خواهند کار انجام شود.

البته باید گفت هر دو رویکرد در صورت مدیریت کسب و کار بصورت صحیح و اصولی می‌تواند موفق باشد.

مثلاً به واسطه فعالیت مشاوره‌ای که دارم، دوستی را میشناسم که شرکت خدمات لوله‌کشی دارد، اما اطلاعات بسیار کمی در رابطه با تاسیسات دارد.

اما یک مدیر کسب و کار است، یک مدیر دانا و موفق!!!

حتی تا جایی که شاید مثلاً همسرش قبل از اینکه برای رفع چکه شیر آب به وی بگوید، از من کمک بگیرد.

اما یک مدیر کسب و کار است، آن هم یک مدیر موفق!!!

اما سوال اصلی این است که اتخاذ سیاست مداخله و مشارکت در کار، تا کجا مفید است؟

آیا می تواند مانعی برای رشد کسب و کار محسوب شود؟

این رویکرد که “یا باید خودم انجامش دهم یا انجام نمی‌شود!” چه زمانی محدود کننده می‌شود؟

خیلی از شرکت‌ها رویکرد خود را به رویکرد “حساب کردن بر روی دیگران” تغییر نمی‌دهند و در یک اندازه مشخص باقی می‌مانند.

اگر سیاست سازمان باقی ماندن در یک چارچوب و اندازه مشخص باشد، این رویکرد مناسب است.

اما اگر سیاست اصلی بزرگ کردن و رشد دادن باشد، قدری تفویض اختیار الزامی است.
منبع:ibazaryabi